أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
308
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خانهاى كه متصل به ميلهء سبز است و سعىكنندگان هروله را از آنجا آغاز مىكنند ، اقامت داشت . ابن جبير در وصف خود ، از روزهء رمضان در مكه ياد كرده كه خلاصهء آن چنين است : صداى طبلهاى امير در شبى كه ليلة الشك است به صدا در مىآيد تا روزهء يومالشك را اعلام كند . پس از آن مسجد نورباران شده و امامان براى اقامهء نماز تراويح در جاى جاى مسجد قرار مىگيرند ، به طورى كه كمتر زاويهاى در مسجد باقى مىماند جز آنكه يك قارى با گروهى در آنجا مشغول نماز است . تعداد فراوانى شمع در شكلهاى مختلف روشن بوده و كسانى بين دو نماز هفت بار طواف مىكنند . در مسجد شلاقهايى « فرقعه » وجود دارد كه با تكان دادن آن در آسمان صدايى توليد مىشود و با پايان يافتن اذان مغرب و همين طور بعد از پايان اذان عشا ، سه بار نواخته مىشود . اذان سحر را مؤذّن زمزمى در مأذنهء باب على كه نزديك خانهء امير است بر عهده دارد . وى دو برادر كوچك دارد كه با صدايى نازك ، اذان او را تكرار مىكنند . در بالاى مأذنه چوبى طولانى هست كه عودى روى آن نصب شده و دو طرف آن قنديلهايى است كه وقتى اذان صبح گفته شده و وقت امساك مىشود ، خاموش مىشود . مردم مكه روى ارتفاعات دور از مسجد با ديدن خاموش شدن آن قنديلها از خوردن خوددارى مىكنند . « 1 » ابن جبير از مراسم شب نيمهء شعبان ياد كرده ، مىگويد كه گروههاى جمعيت در هر نقطهاى از مسجد حضور دارند . مردم نادان بر اين باورند كه زمزم در اين شب مىجوشد تا آن كه پر از آب مىشود و آنان براى تبرّك در آنجا ازدحام مىكنند . « 2 » به عقيدهء من اين جهالت براى قرنها و نسلها ميان مردم مكه بود و انكار آن سودى نداشت تا آن در حكومت عبدالعزيز اين خرافه از ميان رفت .
--> ( 1 ) . رحلة ابن جبير ، ص 119 . ( 2 ) . بايد توجه داشت كه شب نيمهء شعبان از شبهاى بافضيلتى است كه روايات متعددى دربارهء فضيلت آن شب و اعمال آن در منابع شيعه و سنى موجود است ؛ اما وهابىها تا به امروز با آن مخالفت مىكنند و ساير مسلمانان همچنان شب ياد شده را بزرگ مىشمرند . نويسندهء اين سطور سه بار شب نيمه شعبان را در مسجد الحرام شاهد شلوغى بىاندازهء مسجد بوده است « ج » .